مامان گفتنت
سلام شیرین مامان.
امروز 1 شنبه 9 خرداد و شما 1 سال و 3 ماه و 15 روزته
الان 4-5 روزه میخوای صدام کنی میگی مامان
قبلا فقط تو گریه ماما میگفتی. ولی الان قشنگ میگی مامان و منو تا آسمونا میبری عزیزم
خونه بابا بزرگم میخوایم بریم به سر کوچه که میرسیم بابا میگی
به مهدی آقای شوهر خاله فاطی هم دیشب بابا میگفتی
بابا بزرگو خیلی دوست داری. مهدی آقا رو هم همین طور
عاشق امیر حسین و امیر محمدی
کلا بچه ها رو دوست داری و اگه تلوزیون یا عکسشونو ببینی میگی نی نی
به خوردنی هم میگی نو نو.
اون روز رفته بودیم نونوایی نون خریدیم انقدر گفتی نونو نونو خانوم فروشنده گفت به بجه نون بدین نون میخواد
در یخچالو که باز میکنیم بدو بدو میای دم در و جا میوه ای رو میکشی و میوه برمیداری میدی به من که برات پوست بکنم. عاشق موزم هستی.
چند روز قبل تو میوه فروشی تو بغلم نمیتونستم کنترلت کنم انقدر که هی سمت موز و پرتقالا میرفتی میگفتی نو نو
الان خودت لیوان آبو بهت میدم میخوری. البته بیشترشم خالی میکنی رو فرش و غش غش میخندی
موقع غذا خوردنم خودت قاشق دستت میگیری و دوست داری خودت بخوری
تاب تاب هم خیلی دوست داری و مجبورمون میکنی تو خونه تاب تابت بدیم
جدیدا میای رو پشتمون که بهت سواری بدیم و خیلی خوشت میاد و غش غش میخندی
فدات بشم نفسم
انشاا... همیشه سالم باشی و بخندی
انشاا... این روزای خوب نصیب همههه آرزومندانش بشه
الهی آمین



مامان گفتنت
